تبليغاتX
امان از جدائی

امان از جدائی

جدایی سخته بخدا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 آبان1384ساعت 9 بعد از ظهر  توسط محمدایراننژاد  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 آبان1384ساعت 2 بعد از ظهر  توسط محمدایراننژاد  | 

مقدس

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 آبان1384ساعت 2 بعد از ظهر  توسط محمدایراننژاد  | 

جدایی
روزی که از تو جداشم روز مرگ خنده هامه
روز تنهایی دستام فصل سرد گریه هامه
توی اون کوچه غمگین جای پاهای تو مونده
هنوزم اون بید مجنون عکس قلبت رو پوشونده
بعد تو گریه رفیقم غم تو داده فریبم
حالا من تنها و خسته توی ایران غریبم
+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 آبان1384ساعت 0 قبل از ظهر  توسط محمدایراننژاد  | 

تقدیم به تو ای بهترین

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 آبان1384ساعت 0 قبل از ظهر  توسط محمدایراننژاد  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 آبان1384ساعت 0 قبل از ظهر  توسط محمدایراننژاد  | 

منو تو =ما

دوسطت دارم را ...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 آبان1384ساعت 0 قبل از ظهر  توسط محمدایراننژاد  | 

دوسطت دارم

 

دوسطت دارم را ...

با (ط) دسته دار می نویسم ...

بگذار دیگران هم از طناب آن بالا بیایند ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 آبان1384ساعت 6 قبل از ظهر  توسط محمدایراننژاد  | 

تو می گی عشق چیه؟

بعضي ها از صبح تا شب دنبال عشقشونن

بعضي ها بهش رسيدن ولي خبر ندارن

بعضي ها هم عشقو با چيزهاي ديگه عوضي گرفتن

عشق واسه هر کسي مفهوم خاص خودشو داره

ولي اين وسط ادمايي هستن که با تمام خلوص و شرف و وژدانشون

حاضرن,,,عزيزترين چيزشون,,,يعني جونشونو پاي عشقشون بذارن

البته اين ادما شايدم هيچوقت به عشقشون نرسن

ولي همينم راضيشون ميکنه به اينا ميگن

خراب عشق

 

فريدون مشيري تو دو بيتي اغوش ميگه                                                  

براي چشم خاموشت بميرم                                        
        كنار چشمه نوشت بميرم                                                
 
  نمي خواهم در آغوشت بگيرم                                  
 
كه مي خواهم در آغوشت بميرم                            

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 آبان1384ساعت 6 قبل از ظهر  توسط محمدایراننژاد  | 

خزان آرزوها

 

 

دلم بی تو خزان آرزوهاست

تلاطم خیزتر از موج دریاست

بهار رفته از پیشم پس از تو

دلم دائم اسیر وهم و رویاست

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 آبان1384ساعت 6 قبل از ظهر  توسط محمدایراننژاد  | 

من برات می خونم

عزيزم اگه خزونم واست از بهار ميخونم

تو رو تنها نمي ذارم گر چه تنها جا مي مونم

اگه تو شباي سردت با خودت تنها مي شيني

من برات ميخونم از عشق تا كه فردا رو ببيني

اگه هم صداي اشكي واسه آرزوي بر باد 

                                                                                                               من برات ميخونم اي گل نوبهارو نبر از ياد

همه دلخوشيم به اينه كه تو يادت موندگارم

گر چه عمريه تو اين دشت يه خزون موندگارم

بوسه اي باد خزوني . با هزار نامهربوني .

زير گوشه برگ تنها ميگه طعمه خزوني

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 آبان1384ساعت 6 قبل از ظهر  توسط محمدایراننژاد  | 

این یک زنگ تفریح برایه عاشقایه ............

 

نمیتــونم ببخشمــت ، دور شــو بـــــرو نبینمـــت

تیـــکه ای بـــودی از دلــم ، گندیــدی و بریدمت

هـــزارویک رنگی بدون دروغ و نیرنگی بدون

واسـه دل عاشــق مــــن بدنامــی وننـــگی بدون

یادت میـــاد گفتـــم بهت اگه نمیشــی مرحــــــمم

تــوروخـــدا زخـــمم نشـو که تیـکه پارس بدنــم

تو عیــن نا باوریــام تـــوهم شـــدی یه زخـم نـو

هیچ نمیخــوام مثل تـو شــم از جلوی بروچشـام

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 آبان1384ساعت 10 بعد از ظهر  توسط محمدایراننژاد  | 

اونی که می خواستم

اونی که می خواستم

منو تنها گذاشت رفت

اونی که می خواستم

دلمو شکست و

به پای یه عشقه جدید نشست و

چشم روی آرزوم همیشه بستو

پشته مه پنجره مون رها شداونی که می خواستم

مثه اشک چکیدو

تو طوله راه باز یه کسی رو دیدو

به آرزوش انگار دیگه رسیدو

به خاطره هیچی ازم جدا شد

اونی که می خواست

منو تنها گذاشت رفت

اونی که می خواستم

دل ازم بریدو

بین گلا یک گل تازه چیدو

به اونی که دلش می خواست رسیدو

با غم و غصه منو آشنا کرداونی که می خواستم

منو برد بهشت و

اسم منو رو سر در عشق نوشت و

بهونه کرد بازی سرنوشت و

تو شهره رویا ها منورها کرداونی که می خواستم

منو برد از یادو

رفت پیش اون کس که دلش می خوادو

زد زیره عشقش که یادش نیادو

مثه همه آدما بی وفا شد

اونی که می خواستم

اونی که م

 

ی خواستم

منو تنها گذاشت رفت

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 آبان1384ساعت 9 بعد از ظهر  توسط محمدایراننژاد  | 

اگه عشق من تو نیستی

اگه عشقه من تو نیستی

اگه عشقه من تو نیستی

چرا خورشید می تابه؟

چرا می چرخه زمین؟

این عشق من بگو چرا

تو فقط بگو همین

اگه عشقه من تو نیستی

اگه عشقه من تو نیستی

چرا می لرزه تنم؟

چرا از نبودنت

خیلی ساده می شکنم؟

اگه عشقه من تو نیستی

اگه عشقه من تو نیستی

چرا می میرم برات؟

من چرا زنده می شم

واسه دیدنه چشات؟

چرا خورشید می تابه؟

چرا می چرخه زمین؟

این عشق من بگو چرا

تو فقط بگو همین

اگه عشقه من تو نیستی

اگه عشقه من تو نیستی

چرا طاقت میارم؟

چرا من نمی تونم

دست از سرتوبردارم؟

اگه عشقه من تو نیستی

اگه عشقه من تو نیستی

چرا اینقدر سر پا

چرا هرجا که می ری

من به دنبالت میام؟

اگه عشقه من تو نیستی

اگه عشقه من تو نیستی

چرا پرپرنمی شم؟

چرا هر چی می خونم

دوریتو از برنمی شم؟

اگه عشقه من تو نیستی

اگه عشقه من تو نیستی

چرا قلبم می زنه؟

چرا وقتی نباشی

قلبه ترانه می شکنه؟

چرا خورشید می تابه؟

چرا می چرخه زمین؟

این عشق من بگو چرا

تو فقط بگو همین

اگه عشقه من تو نیستی

اگه عشقه من تو نیستی

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 آبان1384ساعت 9 بعد از ظهر  توسط محمدایراننژاد  | 

منو ببخش

منوببخش

اگه دلم تنگ می شه خیلی برات

 

منو ببخش

اگه نگام گم می شه تو شهره چشات

 

منو ببخش

اگه شباستاره ها رو میشمارم

اگه همش پیشه همه بهت می گم

دوست دارم

 

منو ببخش

اگه برات سبد سبد گل می چینم

 

منو ببخش

اگه شبا فقط تو رو خواب می بینم

 

منو ببخش

اگه تو رو می سپارمت دسته خدا

اگه پیشه غریبه ها به جای تو می گم شما

 

منو ببخش

اگه واسه چشمای تو خیلی کمم

تو یه فرشته ای و من خیلی باشم یه آدمم

 

منو ببخش

اگه فقط می خوام بشی ماله خودم

ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 آبان1384ساعت 9 بعد از ظهر  توسط محمدایراننژاد  | 

غصه نخور فدای سرت

 

رفتی نموندی بی وفا

انگاراثر نداشت دعا

قلب منو شکستیا

 

غصه نخور فدای سرت

 

گفتی که چاره سفره

گفتی دعا بی اثره

نگاهم هر روز به دره

 

غصه نخور فدای سرت

 

فدای سرت اگه من خیلی تنهام

فدای سرت اگه گریون چشمام

فدای سرت اگه دلمو شکستی

 

می گن عاشقه یکی دیگه هستی

 

فدای سرت اگه من خیلی تنهام

فدای سرت اگه گریون چشمام

فدای سرت اگه دلمو شکستی

 

می گن عاشقه یکی دیگه هستی

 

دلت دیگه از شیشه نیست

چشات مثه همیشه نیست

تو گل نمی ریزی به پام

دیگه نمی میری برام

 

آغوش تو برای من

انگار دیگه جا نداره

دوستم نداری می دونم

این دیگه اما نداره

 

فدای سرت اگه من خیلی تنهام

فدای سرت اگه گریونه چشمام

فدای سرت اگه دلمو شکستی

 

می گن عاشقه یکی دیگه هستی

 

دلت دیگه از شیشه نیست

چشات مثه همیشه نیست

 

تو گل نمی ریزی به پام

دیگه نمی میری برام

 

شبای تاریک وسیاه

ماه وصدا نمی کنی

قفله سکوت و دیگه با

معجزه وا نمی کنی

 

رفتی نموندی بی وفا

تنهایی سخته به خدا

باز زیره قولت زدیا

 

غصه نخور فدای سرت

 

گفتی نه فکره رفتنی

نه اهله دل شکستنی

دلی نمونده بشکنی

 

فدای سرت اگه من خیلی تنهام

فدای سرت اگه گریونه چشمام

فدای سرت اگه دلمو شکستی

 

می گن عاشقه یکی دیگه هستی

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 آبان1384ساعت 5 بعد از ظهر  توسط محمدایراننژاد  |